علي الأحمدي الميانجي
115
مالكيت خصوصى در اسلام (فارسى)
فصل يازدهم - انفاق دين مقدس اسلام در عين حال كه براى ثروت از جهت كميت حدى قرار نداده ، اما از جهت كيفيت ( راههاى به دست آوردن مال ) آن را محدود كرده است ، يعنى راههائى را كه موجب تضييع حق ديگران بوده يا موجب فساد اخلاقى و بدنى و روانى مىشود و يا مضرات اجتماعى داشته ، ممنوع كرده است ( كه به برخى از آنها اشاره كرديم ) در نتيجه ثروت را از حيث كميت نيز محدود كرده است زيرا اگر رباخوارى و بانكدارى ممنوع شود ، روشن است كه چه اندازه بيمارى ثروت اندوزى قرن معاصر از بين خواهد رفت چه آنكه عمده و اساس سرمايهدارى غرب از ربا و مخصوصاً از رباى اضعاف مضاعفه است كه نهى مؤكدى در قرآن مجيد از آن شده است . پس اگر برنامهء اسلامى اجرا شود طبعاً ثروت به معناى سرمايهدارى غربى معاصر بسيار مشكل خواهد بود و از طرفى مقدارى از مال به عنوان زكات و خمس و . . . از اغنيا گرفته و به فقرا داده مىشود كه قهراً تا حدى تعديل ثروت خواهد شد ، و ليكن همين واجب به صورت عبادت و با ايجاد ايمان و اشتياق با طيب خاطر و قصد قربت داده مىشود كه انسان كسبكننده به ياد خدا كسب كرده و به ياد خدا انفاق مىنمايد و به هر حال به ياد خدا و در حال عبادت محسوب مىشود . در اسلام به همين قناعت نشده ، بلكه آيات قرآن كريم و احاديث وارده از پيامبر اكرم و خاندان او مسلمانان را به انفاق در راه خدا تشويق مىكنند و از راه تربيت و با قدرت ايمان مردم را به مصرف ثروت در راه خدا ترغيب مىنمايند قهراً هم تعديل سرمايه و هم رسيدگى به فقرا و هم آباد شدن كشور حاصل مىشود . اصولًا اسلام آزادى را تا سرحد امكان از انسان سلب نمىكند و تا به ضرورت نرسد جلو آزادى را نمىگيرد ( جز در موارد اضطرارى كه با وجوب و تحريم جلوگيرى